اقتصاد آلوده

مدير انجمن: najm134

یک‌چهارم از مردم آمریکا کم‌تر از 10 دلار ثروت دارند

پستتوسط pejuhesh232 » جمعه ژوئن 24, 2016 10:07 am

یک‌چهارم از مردم آمریکا کم‌تر از 10 دلار ثروت دارند
×
20 آمریکایی ثروتی بیش از 152 میلیون جمعیت این کشور دارند


گروه بین‌الملل مشرق- خلاصه گزارش: هزینه زندگی خانواده‌های آمریکایی بین سال‌های 2004 تا 2014 معادل 14 درصد افزایش داشته و در همین مدت، درآمد متوسط خانواده‌ها نیز 13 درصد کاهش پیدا کرده است. بنابراین، اکنون یک سوم از جمعیت آمریکا آن‌قدر درآمد ندارد که حتی نیازهای اولیه خود را برطرف کند. از طرفی، طبق آخرین برآوردها، رقم بدهی مردم آمریکا به بانک‌های این کشور به یک تریلیارد دلار نزدیک شده است. خانواده‌هایی که پیش از این 1500 دلار در سال می‌توانستند خرج کنند، اکنون هر سال بیش از 2300 دلار از سال قبل، بدهکارتر می‌شوند. اگر میزان بدهی‌ها و درآمد 25 درصد از مردم آمریکا را کنار هم بگذارید متوجه می‌شوید که یک چهارم از مردم این کشور، کم‌تر از 10 دلار دارایی دارند.

Image
1.6 میلیون کودک آمریکایی سال 2014 خانه‌ای برای زندگی
نداشته‌اند و در پناهگاه‌های بی‌خانمان‌ها زندگی کرده‌اند


دوره‌ای در تاریخ آمریکا وجود داشت که هر کس را در خیابان می‌دیدید، به نظرتان می‌رسید عضو طبقه متوسط اجتماعی است؛ به این معنا که درآمدی متوسط دارد و اگرچه ثروتمند به شمار نمی‌رود، اما فقیر هم محسوب نمی‌شود. اکنون دیگر از آن دوره هیچ اثری نیست. طبقه متوسط در آمریکا به سرعت در حال کوچک‌تر شدن است و خبر بد این‌که هر یک از اعضای این طبقه که حذف می‌شود، به طبقه فقرا می‌پیوندد، نه به قشر پول‌دار و ثروتمند.

گزارش مؤسسه تحقیقاتی و آماری «پیو» که اواخر سال 2015 منتشر شد[1]، نشان می‌دهد که بین سال‌های 2004 تا 2014، نه تنها هزینه‌های خانواده‌ها 14 درصد افزایش پیدا کرده، بلکه درآمد متوسط خانواده‌ها نیز در همین مدت، 13 درصد کاهش داشته است. در نتیجه، اکنون یک آمار عجیب در آمریکا رقم خورده است: یک سوم از جمعیت این کشور اکنون آن‌قدر درآمد ندارد که حتی نیازهای اولیه خود را برطرف کند[2].

طبق گزارش مؤسسه پیو، سرازیر شدن طبقه متوسط در آمریکا به سوی فقر نتیجه افزایش هزینه‌های آن‌ها به خاطر تجملات یا بالا رفتن سطح توقع مردم هم نیست، بلکه آن‌چه خانواده‌های آمریکایی را در تنگنا قرار داده، بالا رفتن هزینه‌ای است که باید برای تأمین نیازهای اولیه خود مانند مسکن، غذا، درمان و رفت‌وآمد بپردازند. این هزینه‌ها نسبت به یک دهه پیش، به شدت افزایش پیدا کرده است.

Image
سیر صعودی و نزولی هزینه (سیاه) و درآمد خانواده‌های آمریکایی
بین سال‌های 2004 تا 2014


نکته‌ای که در گزارش پیو به آن اشاره شده این است که هزینه‌های خانوار در آمریکا به وضعیت قبل از رکود اقتصادی اخیر بازگشته است، در حالی که درآمدها افزایش پیدا نکرده‌اند[3]. متوسط هزینه خانواده‌های آمریکایی در سال 2014 معادل ​​36.800 دلار در سال بوده است[4]. جالب توجه است که طبق تعریف مؤسسه پیو، حداقل درآمد در خانواده‌های دونفره آمریکایی باید 34.186 دلار در سال باشد تا این خانواده‌ها عضو طبقه متوسط به حساب بیایند[5]. طبق این تعریف، متوسط هزینه خانواده‌های آمریکایی از درآمد حداقل خانواده‌های دونفره بیش‌تر است.

در حالی که بخش عمده‌ای از خانواده‌های قشر متوسط آمریکا هنوز هم ممکن است بعد از پرداخت هزینه نیازهای اولیه خود، پولی در حسابشان داشته باشند، اما طبق گزارش مؤسسه پیو، یک سوم از این خانواده‌ها بر اثر افزایش هزینه‌ها و کاهش درآمدها، اکنون قادر نیستند هزینه‌های اولیه خود را بپردازند، بلکه هر سال بیش از 2300 دلار بدهکارتر می‌شوند.

در این میان، بیش‌ترین فشار اقتصادی را یک‌سوم پایینی جامعه آمریکا از نظر درآمدی متحمل شده است. تا ده سال پیش، خانواده‌های آمریکایی حتی اگر در یک سوم پایینی درآمد قرار می‌گرفتند، به طور متوسط 1500 دلار در سال بیش از هزینه نیازهای اساسی خود، در‌آمد داشتند. با این وجود، 2300 دلاری که این خانواده‌ها اکنون هر سال بر بدهی‌هایشان افزوده می‌شود احتمالاً دلیل رکورد جدیدی است که ماه گذشته میلادی (مارس 2016) در میزان بدهی‌های کارت اعتباری در آمریکا ثبت شد. دارندگان کارت‌های اعتباری در آمریکا اکنون حدود یک تریلیون دلار (دقیق‌تر: 917.7 میلیارد دلار) به بانک‌ها بدهکار هستند[6].

Image
«بازی وام» (اشاره به یک سریال مشهور به نام «بازی تاج و تخت»)

کته‌ای که درباره بدهی‌های کارت اعتباری در آمریکا بدانید این‌که مبلغ بدهی‌های جدید کارت اعتباری در سه‌ماهه چهارم سال 2015 میلادی در آمریکا، از مجموع بدهی‌های جدید در سال‌های 2009، 2010 و 2011، بیش‌تر است. این در حالی است که بدترین نوع بدهی در آمریکا، همین نوع بدهی به بانک‌هاست. نرخ فوق‌العاده بالای سود در کنار هزینه‌ها و جریمه‌های سنگین در این نوع بدهی، می‌تواند هر خانواده‌ای را در یک چشم به هم زدن، از نظر اقتصادی خفه کند.

در کنار خانواده‌های یک سوم پایین، خانواده‌های یک‌سوم میانی درآمدی در آمریکا هم به شدت تحت فشار هستند. این خانواده‌ها تا ده سال پیش، هر سال 17 هزار دلار بیش‌تر از هزینه مورد نیاز برای تأمین نیازهای اساسی خود درآمد داشتند، اما این رقم در حال حاضر به 6 هزار دلار کاهش یافته است. از آن‌جایی که بخش عمده‌ای از این «درآمد اختیاری» (که شیوه خرج کردن آن در اختیار خانواده است) به سرعتی باورنکردنی خرجِ مسائلی مانند سرگرمی می‌شود، اکثر خانواده‌های آمریکایی اکنون خود را روی لبه‌های پرتگاه مالی می‌بینند[7].

اگرچه بعد از این آمار، صحبت از پس‌انداز، کمی بی‌مورد به نظر می‌رسد، اما آمار در این‌باره هم قابل‌توجه است. مؤسسه پیو طی یکی از تحقیقات قبلی خود نشان داده که از هر سه خانواده آمریکایی، یک خانواده هیچ پس‌اندازی ندارد[8]. توضیح بیش‌تر این‌که گزارش اداره آمار و سرشماری آمریکا نشان می‌دهد که کم‌تر از یک سوم از خانواده‌های آمریکایی سالانه 75 هزار دلار و یا بیش‌تر درآمد دارند. در عین حال، یک سوم از همین خانواده‌هایی که 75 هزار دلار یا بیش‌تر درآمد دارند، درآمد ماهیانه خود را صرف نیازهای اساسی و بدهی می‌کنند و بنابراین پولی برای پس‌اندازی برایشان باقی نمی‌ماند. عجیب‌تر این‌که یک‌چهارم از خانواده‌های دارای درآمد بیش از 100 هزار دلار نیز همین وضعیت را دارند و نمی‌توانند پس‌انداز کنند.

Image
(از چپ) درآمد اختیاری طبقه‌های ثروتمند، متوسط و کارگر در آمریکا
مقایسه میان سال‌های 2004 (زرد) و 2014


واقعیت این است که اکنون سرمایه خانواده‌های عادی در آمریکا از حقوق یک ماه‌شان هم کم‌تر است[9] و این یعنی توان برخورد با هیچ‌گونه شوک اقتصادی را ندارند، در حالی که این شوک اقتصادی در قالب افزایش بی‌کاری و از دست دادن شغل، اتفاقاً بسیار محتمل است. صنعت انرژی آمریکا از آغاز سال 2015 تا کنون بیش از 100 هزار شغل با درآمد مناسب را از دست داده و به همین نسبت، خانواده‌هایی که سرپرست آن‌ها از کار بی‌کار شده، احتمالاً از طبقه متوسط خداحافظی کرده‌اند. هم‌چنین گزارش‌ها حاکی از آن است که شرکت بوئینگ قصد دارد 8 هزار فرصت شغلی را صرفاً در سال 2016 حذف کند[10].

این آمار صرفاً نوک بسیار کوچکی از یک کوه بسیار بزرگ است که هنوز به طور کامل خود را نشان نداده است. باید توجه داشت که در آمریکا، سطح اشتغال تقریباً همیشه نسبت مستقیمی با سود شرکت‌های بزرگ داشته است. در حال حاضر که سود این شرکت‌ها در حال کاهش است، انتظار می‌رود میزان اشتغال نیز به شدت کاهش یابد[11]. آمریکا به سوی دورانی بسیار سخت گام برمی‌دارد[12]، دورانی که در آن کارگران بی‌شماری که حاشیه امن اقتصادی ندارند، وضعیتشان با از دست دادن شغل، وخیم‌تر خواهد شد و از سوی دیگر، میلیون‌ها آمریکایی طبقه متوسط که قبلاً زندگی راحتی را داشتند، اکنون طعم فقر را خواهند چشید.

همه این‌ها نه اتفاقات جدید، بلکه صرفاً نتیجه شتاب گرفتن روندی است که از ده‌ها سال پیش در آمریکا آغاز شده است: طبقه متوسط ​​در آمریکا به شکلی نظام‌مند در حال نابود شدن است. طبق آمار مؤسسه پیو، ثروت خانواده‌های آمریکایی که از سال 1983 تا سال 2007 روندی افزایشی را طی کرده و از 77.890 دلار به 137.955 دلار رسیده بود، بین سال‌های 2007 تا 2010 (با آغاز به کار دولت اوباما) به یک‌باره به رقم 83.637 دلار کاهش یافت و سال 2013 نیز به 82.756 دلار رسید[13]؛ در حالی که خرج‌های خانواده‌های آمریکایی به هیچ عنوان کم‌تر از قبل نشده است.

Image
عده‌ای از افراد بی‌کار در نیویورک طی دوران «رکود بزرگ»
صف گرفته‌اند تا نان و قهوه دریافت کنند


برای درک این واقعیت که طبق متوسط در آمریکا در حال تبدیل شدن به قشر ضعیف است، نیازی به محاسبات پیچیده و اعداد و ارقام هم نیست. مقامات سیاسی از هر دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه همین حرف را می‌زنند[14]. به همان اندازه که «برنی سندرز» از یک جنگ علیه طبقه متوسط آمریکا و قرار گرفتن این قشر در وسط «یک سقوط 40 ساله» صحبت می‌کند[15]، «جب بوش» هم از «آب رفتن» این قشر می‌گوید[16]. و همان‌قدر که «تد کروز» تأکید دارد که حرکت قشر متوسط «در جهت اشتباه است[17]»، هیلاری کلینتون هم اعتراف می‌کند که «قاعده اساسی» کار بیش‌تر برای بالا رفتن از نردبام طبقاتی و ورود به طبقه متوسط، دیگر کار نمی‌کند[18].

با این وجود، تا کنون همه سیاستمداران (از هر یک از دو حزب) به محض ورود به کاخ سفید، این واقعیت را فراموش کرده‌اند. فرقی ندارد چه کسی رئیس‌جمهور است و چه کسی نماینده کنگره، قشر متوسط آمریکا هم‌چنان تحت فشار است. آن‌چه در ادامه این گزارش می‌خوانید، برخی از شواهدی است که نشان می‌دهد وضعیت اقتصادی مردم در آمریکا و به خصوص قشر متوسط چگونه طی سال‌های گذشته رو به وخامت گذاشته است و این طبقه اجتماعی چگونه در آمریکا دارد می‌میرد[19]:

*** برای اولین بار در تاریخ آمریکا، طبقه متوسط در این کشور، تبدیل به یک اقلیت شده است[20]. این طبقه اجتماعی که از مدت‌ها پیش ستون اقتصاد آمریکا و بنیان «رؤیای آمریکایی» تلقی شده است، سال 1971 معادل 61 درصد از جمعیت آمریکایی‌ها را تشکیل می‌داد، اما اکنون به زیر 50 درصد سقوط کرده است.

*** طبق گزارش مؤسسه پیو، درآمد متوسط خانواده‌های طبقه متوسط در آمریکا بین سال‌های 2000 تا 2014 معادل 4 درصد کاهش یافته است[21]. عجیب‌تر این‌که بین سال‌های 2001 تا 2013 متوسط دارایی خانواده‌های قشر متوسط 28 درصد کاهش داشته است.

*** سال 1970، حدود 62 درصد از درآمد طبقه متوسط آمریکا «درآمد اختیاری» بود. اکنون این رقم به 43 درصد کاهش یافته است[22].

Image
«حق [برخورداری از] عدالت اقتصادی»؛ جنبش اعتراضی «تسخیر
وال‌استریت» از جنبش‌های مخالف نظام سرمایه‌داری در آمریکاست


*** به‌رغم تلاش‌های صورت گرفته برای افزایش فرصت‌های شغلی، آمریکایی‌ها در حال حاضر 900 هزار فرصت شغلیِ طبقه متوسط کم‌تر از زمانی دارند که رکود اقتصادی اخیر آغاز شد. این در حالی است که از آن زمان تا کنون، جمعیت آمریکا رشد قابل‌توجهی را تجربه کرده است[23].

*** بنا به گزارش اداره تأمین اجتماعی آمریکا، 51 درصد از کارگران در این کشور طی سال 2014 درآمدی کم‌تر از 30 هزار دلار داشته‌اند[24]. اما این تمام ماجرا نیست: 38 درصد از این کارگران، درآمد زیر 20 هزار دلار و 14.2 درصد از این تعداد نیز درآمد زیر 5 هزار دلار در سال داشته‌اند. متوسط درآمد در دسته آخر، اندکی بیش از دو هزار دلار در سال بوده است[25].

*** دارایی خانواده‌های یک‌پنجم پایینی جمعیت آمریکا از نظر درآمدی (بخوانید: طبقه فقیر)، از منفی 905 دلار در سال 2000 به منفی 6.029 دلار در سال 2011 کاهش یافته است[26]. جالب است بدانید که آمریکا در حال حاضر از نظر سرانه ثروت افراد بزرگ‌سال، در جهان رتبه 19 را دارد. این در حالی است که همه می‌دانند ثروتمندترین انسان‌های جهان در آمریکا زندگی می‌کنند و بیش‌ترین میزان ثروت نیز در این کشور وجود دارد.

*** طی تاریخ، کارآفرینی یکی از موتورهای محرک رشد طبقه متوسط در آمریکا بوده است، اما امروزه کارآفرینی در این کشور به پایین‌ترین سطح خود رسیده[27] و رکورد جدیدی را ثبت کرده است[28].

*** تعداد آمریکایی‌هایی که در مناطق به شدت فقیرنشین زندگی می‌کنند، از سال 2000 تا کنون دو برابر شده است[29].

*** آمارهای عجیب نشان می‌دهد 48.8 درصد از آمریکایی‌هایی که 25 سال سن دارند، هنوز هم در خانه پدر و مادر خود زندگی می‌کنند[30]. این آمار در ایالت‌هایی مانند ایلینویز، به 53.6 درصد می‌رسد.

*** طبق گزارش اداره آمار آمریکا، 49 درصد از آمریکایی‌ها در حال حاضر در خانه‌ای زندگی می‌کنند که هر ماه از دولت پول دریافت می‌کند، در حالی که حدود 47 میلیون آمریکایی رسماً در فقر زندگی می‌کنند[31].

*** سال 2007، از هر هشت کودک آمریکایی، یک نفر از کوپن غذا استفاده می‌کرد. امروزه این تعداد یک نفر از هر پنج نفر است[32].

*** 1.5 میلیون خانواده در آمریکا «فوق‌فقیر» هستند، یعنی به طور متوسط دو دلار در روز می‌توانند خرج کنند. تعداد این افراد از سال 1996 تا کنون دو برابر شده است[33].

*** هر سال 46 میلیون آمریکایی از «بانک‌های غذا» استفاده می‌کنند. برخی افراد برای آن‌که مطمئن شوند نوبت به آن‌ها می‌رسد تا غذا دریافت کنند، از ساعت شش و نیم صبح مقابل این مراکز صف می‌گیرند[34].

*** تعداد کودکان بی‌خانمان در آمریکا طی شش سال گذشته 60 درصد افزایش یافته است[35]. حدود 1.6 میلیون کودک آمریکایی تنها در سال 2014 در پناهگاه‌های بی‌خانمان‌ها و یا انواع دیگر مسکن اضطراری، زندگی کرده‌اند.

Image
جوانان آمریکایی امیدوارند «برنی سندرز» رئیس‌جمهور آمریکا شود
و بتواند عدالت اقتصادی را تا اندازه‌ای برقرار کند

*** شاید باور این آمار سخت باشد، اما 20 نفر ثروتمند در آمریکا ثروتی بیش از 152 میلیون جمعیت فقیر این کشور دارند. به عبارت دیگر، 0.1 درصد از تمام خانواده‌های آمریکایی ثروتی معادل 90 درصد از خانواده‌های دیگر این کشور دارند که در پایین‌ترین سطح درآمدی هستند[36].

*** اگر گذرتان به آمریکا افتاد، بدهی نداشتید، و ده دلار هم پول در جیبتان بود، یک خبر خوش برایتان داریم: ارزش دارایی‌های شما بیش‌تر از حدود 25 درصد از مردم آمریکاست.

*** و یک آمار جالب دیگر این‌که یکی از نظرسنجی‌های اخیر دانشگاه هاروارد در آمریکا نشان داده حدود نیمی (48 درصد) از جوانان زیر 30 سال در آمریکا معتقدند که «رؤیای آمریکایی مرده است[37].» شاید به همین دلیل هم هست که جوانان آمریکایی بیش‌تر تمایل دارند به برنی سندرز رأی بدهند تا هیلاری کلینتون.

[1] The American Middle Class Is Losing Ground Link

[2] One-Third Of All Americans Don’t Make Enough Money To Even Cover The Basic Necessities Link

[3] Household Expenditures and Income Link

[4] Attention President Obama: One Third Of U.S. Households Can No Longer Afford Food, Rent And Transportation Link

[5] Who is "middle income” and "upper income”? Link

[6] Credit Card Debt In The United States Is Approaching A Trillion Dollars Link

[7] Family spending is stretching budgets Link

[8] Why even high earners are struggling to save Link

[9] Americans are spending more, but earning less Link

[10] Boeing job cuts this year could reach 10 percent Link

[11] This (Crashing) Trend Is Not Your Friend Link

[12] The Rapture Verdict Link

[13] The wealth of U.S. families increased from 1983 to 2007, fell sharply since Link

[14] Most Americans Aren’t Middle Class Anymore Link

[15] The war on the middle class Link

[16] Jeb Bush on Shrinking Middle Class and Immigration Link

[17] Tragic: America's middle class is headed in the wrong direction. Link

[18] The Numbers Behind Hillary Clinton’s Economic Vision Link

[19] Sayonara Middle Class: 22 Stunning Pieces Of Evidence That Show The Middle Class In America Is Dying Link

[20] Middle-class families, pillar of the American dream, are no longer in the majority, study finds Link

[21] Middle-class Americans 'no longer majority' Link

[22] The middle class is losing ground Link

[23] Good Jobs Are Back: College Graduates Are First in Line Link

[24] 51 Percent Of All American Workers Make Less Than 30,000 Dollars A Year Link

[25] Wage Statistics for 2014 Link

[26] 20 Super Wealthy Individuals Have More Money Than The Poorest 152 Million Americans Combined Link

[27] American Entrepreneurship: Dead or Alive? Link

[28] American Entrepreneurship Is Actually Vanishing. Here's Why Link

[29] Protesters Declare They Are Ready For War As America’s Impoverished Inner Cities Threaten To Erupt Link

[30] Why Are Half Of All 25-Year-Olds Living With Their Parents? The Federal Reserve Answers Link

[31] America’s Poverty Problem Hasn’t Changed Link

[32] One in Five Children Receive Food Stamps, Census Bureau Reports Link

[33] $2.00 a Day: Living on Almost Nothing in America Link

[34] 46 million Americans go to food banks, and long lines for dwindling food supplies begin at 6:30 AM Link

[35] X Link

[36] US wealth inequality - top 0.1% worth as much as the bottom 90% Link

[37] Nearly Half of Youth Say 'American Dream' Is Dead: Harvard Poll Link
pejuhesh232
 
پست ها : 2243
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

واردات 4 میلیارد دلار لوازم آرایش در ولنگاری پسا‌برجام

پستتوسط pejuhesh232 » جمعه ژوئن 24, 2016 11:23 am

واردات 4 میلیارد دلار لوازم آرایش در ولنگاری پسا‌برجام


به گزارش مشرق، وب‌سایت صدای آمریکا در گزارشی نوشت: رقابت برندهای لوازم آرایش و مد غربی برای ورود به ایران در حالی داغ شده است که وقتی «نگین فتاحی - داسمال» اولین شعبه از سالن‌های زنجیره‌ای آرایش ناخن خود را در ایران افتتاح کرد، با استقبال مدگراهای ایرانی مواجه شد.

Image

فتاحی می‌گوید با لغو تحریم‌های اقتصادی بین‌المللی ایران، وقت آن رسیده است که یک برند ممتاز بین‌المللی وارد ایران شود.

نگین فتاحی شهروند اماراتی متولد ایران که مدیر سالن‌های زنجیره‌ای کاشت و آرایش ناخن و همچنین سالن پیرایش و ناخن مردانه در امارات است، در مصاحبه با «فورچون» می‌گوید: زنان ایرانی(!) تشنه هر چیز اصیل و وارداتی از غرب هستند. با این حال برخی مشتریان به دیده شک به شعبه تهران این سالن مانیکور نگاه می‌کنند.

بنابراین گزارش شرکت لوازم آرایش فرانسوی «سفورا» نیز در ایران شعبه ‌باز می‌کند. برخی برندهای ممتاز غربی که حتی در زمان تحریم محصولات خود را به دست مشتریان ثروتمند ایرانی می‌رساندند، حالا در تلاش برای ورود مستقیم به ایران هستند. وضع محصولات آرایشی نیز مشابه است.

مرکز پژوهش‌های مجلس بازار لوازم آرایش ایران را بیش از چهار میلیارد دلار در سال تخمین زده است.

خروج میلیاردها دلار از کشور برای لوازم آرایش در حالی است که دولت همواره از محدودیت‌های درآمدی ارزی نالان بوده و از سوی دیگر وعده داده که در پسا برجام، فناوری تولید برای رونق اقتصادی وارد کشور شود.
pejuhesh232
 
پست ها : 2243
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

در ایران خودروساز نداریم بلکه دو بنگاه داریم که نمی‌گذارند ک

پستتوسط pejuhesh232 » چهارشنبه ژوئن 29, 2016 1:47 pm

در ایران خودروساز نداریم بلکه دو بنگاه داریم که نمی‌گذارند که کسی خودروساز شود!


چیزی که این بنگاهها اعلام می‌کنند اشتغال نیست، بلکه تعویض روغنی و تعمیرکارها و خدمات است.

شیشه و موکت و غیره داخلی سازی شده است و از آن طرف زمانی که تکنولوژی‌های بالایی که باید باشد را ندادند،

قطعه‌های چینی را وارد می‌کنیم و روی آن نشان ایرانی بودن را می‌زنیم تا از تسهیلات برخوردا بشویم! و اگر با این قطعات چینی در یکی از سربالایی های تهران بروید همه چیز از کار می‌افتد.
الان واردات موتورهای الکتریک تحت عنوان تولید وارد می‌شوند اما فقط چهارتا پیچ آن در اینجا بسته می‌شود.

در همین جلساتی که در ایران داشته‌ایم یکی از دوستان به من گفتند که در همان اآلمان "ساخت آلمان" را روی محصولت بزن و ما آن را با سر وارد می‌کنیم!

به گزارش مشرق، در شرایطی که کمپانی های خارجی صنعت خودرو برای در اختیار گرفتن بازار بزرگ ایران در فضای پسابرجام لحظه شماری می کنند، برنامه ثریا به آسیب شناسی صنعت خودرو و بررسی راهکارهای ارتقای توان طراحی و تولید داخل خودرو و قطعات و مجموعه‌های خودرو و بررسی ضرورت توجه به نوآوری بومی و تحقیق و توسعه و نیروهای انسانی توانمند داخلی بویژه در حوزه خودورهای الکتریک و سبز پرداخت.

محسن مقصودی، مجری برنامه ثریا در ابتدای برنامه اظهار داشت: بعد از برجام شاهد اخباری هستیم که خودروسازان خارجی هر روز می‌خواهند وارد ایران بشوند و واقعا بازار ایران برایشان خیلی جذاب است و از سویی در فضای سیاسی و رسانه‌ای نیز یک ذوق زدگی زیادی به این اخبار دیده می‌شود؛ بنظر شما فضای ورادات خودرو در شرایط پسابرجام به صنعت خودروی کشور کمک می‌کند یا خیر؟

Image


پس از برجام صنعت خودروی ما درحال عقب گرد است

محمد حسن شجاعی فرد، رییس دانشکده و پژوهشکده مهندسی خودرو دانشگاه علم و صنعت ایران در پاسخ به این سوال اظهار داشت: چون صنعت خودروی ما راهبرد درستی ندارد هرچه درب‌های واردات بیشتر باز بشود به ضرر ما است چرا که ما می‌بینیم که دوباره داریم برمی‌گردیم به صنعت خودرو در 50 سال گذشته یعنی به دنبال این هستیم که سیستم‌ها را وارد کنیم و مونتاژ کنیم و ماشین‌های متنوعی را با قیمت‌های متفاوت در اختیار مردم بگذاریم که این واردات با سود فراوان برای خارجی‌ها و بیکار شدن نیروهای داخلی همراه است لذا بنظر من پس از برجام صنعت خودروی ما درحال عقب گرد است چراکه هیچ جایگاهی برای سرمایه‌های خوب صنعت خودرو در ایران چه در بخش نرم افزاری که دانشگاه‌ها متولی آن بوده اند و چه در بخش سخت افزاری که سرمایه گذاری تجهیزاتی در آن انجام شده است، تعریف نشده چون هر خودروسازی زنجیره تامین خودش را دارد و با همین زنجیره وارد می‌شود و به حرف ما گوش نمی‌دهد و ما با مشکلات قبلی مواجه می‌شویم اما از این ببعد مشکلات بسیار زیادتری خواهیم داشت.

جمشید آرین،مخترع خودروی الکتریک و هیبرید در پاسخ به این سوال که آیا بعد از برنامه قبلیی ثریا که در این خصوص داشت مسئولین تماسی با شما گرفتند و یا اینکه آیا اصلا مسئولین حواسشان هست یا خیر، اظهار داشت: در کل، جلسات متعددی گذاشته شد که در یکی از جلسات بعد از سخنرانی بنده، خودروی من را نگاه کردند و بعد یکی از دوستان من را پشت پارکینگی برد و یک خودروی الکتریک چینی به من نشان داد!

وی افزود: اعتقاد من و همه کسانی که همفکر بنده هستند بخصوص نخبه گان این است که یک کاری را یا نباید انجام بدهیم یا اگر قرار است انجام بدهیم باید این کار اصالت داشته باشد ما باید با این کار زیرساخت‌هایی را ایجاد کنیم نسل بعدی بتواند راحت در آن کشور زندگی کند؛ در نتیجه می‌توانم بگویم هنوز کار ما به خروجی نرسیده است و باتوجه به شعار سال من منتظر کسی نمی‌مانم ولی هر جلسه و مذاکره‌ای باشد شرکت می‌کنم اما فکر نمی‌کنم اتفاقی بیافتاد.

مسئولین در تولید خودروهای هیبرید هیچ اراده‌ای ندارند

آرین در خصوص اراده مسئولین در این امر اظهار داشت: بنده اراده‌ای در مسئولین ندیده‌ام؛ مسئولین دوست دارند که بنده با یک سکوتی در یک فضایی مشغول بشوم مثلا به بنده پیشنهاد کردند که صد ماشین را الکتریک کنید اما این‌ها زیرساخت نیست؛ هدف ما این است که زیرساخت ایجاد کنیم و معنای اقتصاد مقاومتی را تبیین کنیم.

صنعت خودرو استراتژی ندارد؛ نگاه مسئولین به کشورهای خارجی خیلی بیشتر از نگاه به توان داخلی است
دکتر شجاعی فرد در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه ما در صنعت خودرو توانمندی لازم را نداشته ایم یا فاقد یک استراتژی درست بوده‌ایم، اظهار داشت: ما برای صنعت خودرو استراتژی نداریم و آنچیزی که نوشته شده در سال‌های قبل عملی نشده است و الان هم که برای سال 1414 چشم‌انداز نوشته شده می‌بینیم کاملا با آن چیزی که باید اتفاق بیافتد متفاوت است و علت این امر این است که نگاه ما به کشورهای خارجی خیلی بیشتر از نگاه به توان داخلی است.

شیشه و موکت می‌سازیم با اسم عمق داخلی!

وی افزود: کشورهای دنیا مانند ما فکر نمی‌کنند بطور مثال فرض کنید اگر بهترین خودروییی که ما مونتاژ می‌کنیم اگر "ال نود" باشد باید بدانی که دو کشور دیگر مانند ما عمل کرده‌اند اما دستاورد آنها کجا و برای ما کجا؟! ما در ایران خیلی هنر کرده‌ایم در سال 30هزار تا از این خودرو تولید می‌کنیم و با شرکت رنو قراردادی بسته ایم و به او گفته ایم که سرمایه‌گذاری کن و این شرکت بعنوان نقشه‌های فنی را آورده است که ما باید بدون هیچ دید فنی فقط نقشه ها را کپی کنیم.

شجاعی فرد افزود: حالا برخی می‌گویند که ما به این 30 هزار خودرو عمق داخلی داده‌ایم؛ بله شیشه و موکت و غیره داخلی سازی شده است و از آن طرف زمانی که تکنولوژی‌های بالایی که باید باشد را ندادند، در زمان تحریم تولیدات به روزی دو، سه تا رسید.

تا وقتی که قطعه ساز نباشیم خودروساز نمی‌شویم

این استاد دانشگاه با اشاره به عملکرد دو کشور در دنیا خاطرنشان کرد: یکی کشور رومانی هست که همین "ال نود" را تحت عنواد "داکیا" با رنو قرارداد بست و در قرارداد گفت که من قطعه می‌سازم نه خودرو و تیراژ قطعاتی که می‌سازد بالای یک میلیون است و این قطعات را صادر می‌کند و بعد از این قرارداد تبدیل به یک قطعه ساز بزرگ در دنیا در صنعت خودروسازی شده است؛ چراکه در دنیا تا کسی قطعه ساز نباشد خودروساز نمی‌شود.

قطعه‌های چینی را وارد می‌کنیم و روی آن نشان ایرانی بودن را می‌زنیم تا از تسهیلات برخوردا بشویم!

وی افزود: یک مدل دیگر کشور هند است که گفت همین "ال نود" را می‌گیرم و بازطراحی می‌کنم که مهندسین رنو به هند رفتند و بازطراحی کردند و یک خودرویی تولید کردند به نام "رنو کوییک" که به برزیل هم صادرات دارند و قیمت آن 5هزار دلار است؛ ما الان سند چشم انداز داریم که در آن گفته‌ایم ما ما باید سه میلیون خودرو تولید کنیم که یک میلیون آن را باید در 1414 صادر کنیم و در این نه سال باقی مانده به 1414 لااقل باید 10هزار تا صادر کنیم تا آن زمان به یک میلیون برسد! بعد گفته‌اند که ما باید شش میلیارد دلار قطعه صادر کنیم اما الان میلیاردی قطعه وارد می‌کنیم و قطعه‌های چینی را وارد می‌کنیم و روی آن نشان ایرانی بودن را می‌زنیم تا از یکسری تسهیلات برخوردا بشویم! و اگر با این قطعات چینی در یکی از سربالایی های تهران بروید همه چیز از کار می‌افتد.

توانایی داخلی داریم اما چون نگاه‌ها به خارج است، کار جلو نمی‌رود

شجاعی فرد تصریح کرد: ما توانایی داخلی داریم اما چون نگاه‌ها به سمت خارج است، کار جلو نمی‌رود؛ وقتی ما می‌توانیم موشکی بسازیم که بالای 30هزار قطعه دارد و آن را تولید می‌کنیم، چطور نمی‌توانیم یک خودروی ساده که فقط 3هزار قطعه دارد را با کیفیت بالا تولید کنیم؟

جمشید آرین، سازنده ماشین مارس اظهار داشت: درمورد ماشین مارس باید بگویم که 7000 ساعت روی آن کار کردم و این ماشین تکنولوژی‌هایی دارد که چندسال دیگر درخصوص آن صحبت خواهم کرد‌؛ در همین جلساتی که در ایران داشته‌ایم یکی از دوستان به من گفتند که در همان اآلمان "ساخت آلمان" را روی محصولت بزن و ما آن را با سر وارد می‌کنیم! از 36 سال پیش به من گفته‌اند که در آنجا کار کن و من از اول باخودم قرار گذاشته‌ام که من به یکجا تعلق دارم؛ من امیدوارم خودروی مارس به ایران بیاید و تلاشم این است که به ایران بیاید ولی به من توصیه می‌کنند که به ایران نیاید چراکه می‌دانند این کار، کار عادی نیت و ساخت چین و کار مونتاژ نیست و کاری است که صد در صد طراحی‌ آن در دست خودم است.

14سال پیش توانایی داخلی در خودروهای الکتریک را پس زدند، اما الان همان مدیران دستور واردات این خودروها را داده‌اند!

مهندس مسعود زندی، نماینده سازمان محیط زیست درخصوص سیاست سازمان محیط زیست در رابطه ماشین‌ها الکتریک و هیبریدی اظهار داشت: هرنوع فناوری جدید که بتواند به کاهش آلودگی هوا کمک کند قطعا مورد حمایت ما هست و یکی از این فناوری‌ها نیز خودروهای هیبریدی است که مورد تایید سازمان است.

وی خاطرنشان کرد: وظیفه سازمان، سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی و نظارت است بنابراین چطور می‌تواند حمایت کند از طریق تصویب مصوباتی که می‌تواند کمک کند به تسهیل استفاده از خودروهای هیبریدی؟ یکی از کارهایی که ما توانستیم انجام بدهیم حذف سودبازرگانی بوده است و در مصوبات آورده‌ایم که دستگاه‌های مربوطه دیگر باید برای تولید خودروهای هیبریدی و ایجاد زیرساخت برای آنها اقدام کنند و ما همواره دنبال این بوده‌ایم که از تولید خودروهای الکتریک حمایت کنیم.

مهندس زندی با اشاره به نامه‌ای که معصومه ابتکار در سال 81 مبنی بر اینکه خودروهای الکتریک آینده‌ای ندارند، اظهار داشت: الان شرایط با سال 81 فرق کرده است و دیگر بحث سنگینی باطری‌ها مطرح نیست که حجم سنگینی از باطری‌ها بر روی ماشین‌ قرار بگیرد.

محسن مقصودی خطاب به مهندس زندی گفت: مردم می‌توانند این انتقاد جدی را به سازمان حفاظت از محیط زیست و مسئولین داشته باشند که 14 سال قبل یک ایرانی یک طرح بومی را داده و سازمان جواب می‌دهد که کلا خودروهای الکتریک آینده‌ای ندارد و بعد از 14 سال همان مدیری که 14 سال قبل هم مسئول سازمان بوده است اجازه واردات همان خودروها را می‌دهند و به قول شما سود بازرگانی حذف شده است و تقریبا تعرفه خودروهای هیبرید به صفر نزدیک شده است.

خانم ابتکار در سیاست‌گذاری از ابتکار بی‌بهره است!

مهندس زندی اظهار داشت: خودرویی که سال 81 بوده است با خودرویی که الان وارد می‌شود تفاوت‌های زیادی خواهد داشت، شرایط الان با گذشته فرق می‌کند؛ سازمان همواره به خودروهای هیبریدی تاکید داشته است و متقاضیان دیگری داشته‌ایم که از هرگونه حمایتی دریغ نکرده‌ایم منتها دوستان باید وظایف سازمان را بشناسند. الان یکی از سازمان‌هایی که در جهت حمایت از شرکت‌های دانش بنیان فعالیت می‌کند معاونت علمی و فناوری است و ما اگر خودمان نتوانیم از این طرح‌ها حمایت کنیم به بانک‌های مربوطه و معاونت علمی ریاست جمهوری معرفی می‌کنیم.

Image

دکتر محمد حسن شجاعی فرد اظهار داشت: شما فرمودید که کار سازمان سیاست گذاری است اما باید بدانیم که یک سیاست‌گذار اصلا به وزن باطری و مباحث فنی توجه ندارد بلکه سیاست‌گذار باید به تکنولوژی توجه کند یعنی همین که دید یک خودروی سبز در ایران در حال طراحی شدن است نه تنها نباید به بهانه باطری بگوید که آینده ندارد بلکه باید تشویق کند تا بقیه هم به این سمت بیایند و ما بعد از 14 سال خودروی هیبریدی داشته باشیم؛ هرچقدر پدرِ خانم ابتکار، ابتکار داشتند و به همین دلیل نام خانوادگی ایشان تغییر کرد، متاسفانه خانم ابتکار از این امر بی‌بهره هستند.

سازمان حفاظت محیط زیست عناوین را خوب می‌سازد اما اجرا نمی‌کند

جمشید آرین تصریح کرد: اینکه خودرویی که آن روز ساخته شد با تکنولوژی امروز فرق دارد بدیهی است و یک آدم علمی اصلا نباید چنین چیزی را عنوان کند؛ نکته بعدی در مورد سیاست‌گذاری و حمایت‌هایی است که انجام می‌دهید.

وی در ادامه با ارائه نامه ای گفت: شما عناوین را خوب می‌سازید، ارجاع می‌دهید و امضا هم می‌گیرید اما اجرا نمی‌کنید! شما این عناوین را می‌سازید که پشت تریبون به مردم بگویید ما کار کرده‌ایم!

آرین خاطرنشان کرد: 15 سال پیش بنده در جواب خانم ابتکار و دکتر متصدی گفتم که شما در آینده وارد کننده همین محصول خواهید شد!

دولت و مجلس، صنعت خودروسازی را مانند یک کالسکه کوچک هل می‌دهند

دکتر شجاعی فرد، رییس دانشکده و پژوهشکده مهندسی خودرو دانشگاه علم و صنعت ایران در پاسخ به سوالی مبنی براینکه در فضای دانشگاهی وضعیت چگونه است و آیا واقعا توان داخلی در دانشگاه‌ها مشهود است یا خیر، اظهار داشت: واقعیت این است که ما یک صنعت خودروساز متناسب با کشور پیشرفته‌ای مثل ایران را نداریم و یک صنعت سنتی داریم که مجلس ها و دولتها نیز دور همان می‌گردند و از این ها حمایت می‌کنند؛ دولت و مجلس، صنعت خودروسازی را مانند یک کالسکه کوچک هل می‌دهند تا حرکت کند و نوزادی 50 ساله است که از بس حمایت شده است قدرت تحرک ندارد وتبدیل به یک بنگاه اقتصادی شده است و به دنبال خرید بانک و شرکت صنعتی و غیره است.

وی افزود: ما در توانایی‌های صنعتی همان کشوری هستیم که انرژی هسته‌ای را پیش بردیم، موشک ساختیم و غیره؛ در دانشگاه علم و صنعت براساس طرح کلان ملی پلت‌فرم، شورای عطف گفته بود که صد میلیارد به دانشگاهها بدهد که فقط 5 میلیارد آن به دانشگاه‌ها دادند که ما با همین بودجه بسیار اندک در حوزه پلت فرم، کاری کرده‌ایم که چین هنوز به این تکنولوژی نرسیده است بنابراین ما با بیست تا از اساتید جوان کار را شروع کردیم و طرح طراحی پلت فرم را بطور کامل جلو بردیم و هنوز یک صدم پلت فرم سمند که در آخر خارجی‌ها در آن دخالت کردند، هزینه نکرده‌ایم.

وی در توضیح پلت فرم اقزود: پلت فرم شامل مجموعه ای هست که موتور، گیربکس، دیفرانسل و غیره روی آن سوار می‌شود و روی آن اتاق‌ها مختلفی روی آن سوار می‌شود؛ پایه بومی سازی خودرو این است که ما پلت فرم داشته باشیم.

در پسابرجام باید به دنبال طراحی باشیم نه واردات قطعه

شجاعی فرد افزود: اگر ما در پسابرجام می‌خواهیم از خارجی‌ها کمک بگیریم باید به این نکته توجه داشته باشیم که باید بگوییم ما می‌خواهیم یک محصول را طراحی کنیم نه اینکه قطعه را وارد کنیم. در دانشگاههای کشور توان بسیار بالایی هست اما یک نکته این است که آیا در پسابرجام به دانشگاه‌ها توجهی می‌شود یا فقط با تجار ارتباط برقرار می‌کنند درحالیکه در همه دنیا برخی از تشکیلات خودروسازان در دانشگاه‌ها هست.

در ایران خودروساز نداریم بلکه دوتا بنگاه داریم که نمی‌گذارند که کسی خودروساز بشود

جمشید آرین اظهار داشت: همه می‌دانند که خودروساز باید طراحی، توسعه، تولید، بازاریابی و فروش را داشته باشد که ما این دوتای اول را نداریم و وقتی چنین چیزی نیست کسی حق ندارد به خودش بگوید خودروساز بنابراین ما در ایران خودروساز نداریم بلکه دوتا بنگاه داریم که نمی‌گذارند که کسی خودروساز بشود و کسی وارد حوزه طراحی و توسعه بشود در صورتیکه کاملا توان خودرو ساز شدن را داریم.

آمار اشتغال خودروسازها اشتغال نیست بلکه تعویض روغنی است

وی در خصوص پیام سقوط دو ماشین هیبریدی به سد منجیل و دره درکه، تصریح کرد: پیام این کار این است که در ایران ارزش ایده را نمی‌دانیم؛ ما طی این 15 سال می‌توانستیم در صنعت خودرو سه میلیون اشتغال ایجاد کنیم؛ چیزی که این بنگاهها اعلام می‌کنند اشتغال نیست، بلکه تعویض روغنی و تعمیرکارها و خدمات است.

آرین در خصوص فضای پسابرجام و قراردادهای بسته شده برای واردات خودورهای الکتریک گفت: الان واردات موتورهای الکتریک تحت عنوان تولید وارد می‌شوند اما فقط چهارتا پیچ آن در اینجا بسته می‌شود. این مغایر با اقتصاد مقاومتی است که سازمان نوسازی و گسترش در سفر رئیس جمهور کره به ایران تفاهم نامه برای گسترش خودروهای الکتریک امضا کنند.

Image

اگر خودرویی تولید کنیم و قابل صادر کردن نباشد یعنی کیفیت موردنظر را ندارد

دکتر محمد حسن شجاعی فرد در پایان اشهار داشت: من فکر می‌کنم در پسابرجام اگر بخواهیم از این حذف حداقلی تحریم‌ها استفاده کنیم باید به توان داخلی توجه کنیم اما اگر خواستیم به موازات این امر به خارج هم توجه داشته باشیم باید سه‌تا شرط داشته باشد؛ یکی سرمایه‌گذاری خارجی، دیگری انتقال تکنولوژی و در پایان صادرات است چراکه اگر ما خودرویی در ایران تولید کنیم و قابل صادر کردن نباشد به این معنی است که کیفیت موردنظر را ندارد.

در بخش گپ و گفت برنامه مهندس آرین پورباقری، طراح و سازنده موتور سیکلت الکترونیکی اظهار داشت: ما ابتدا کار را از خودرو شروع کردیم اما در ادامه کار به مشکلات زیادی برخورد کردیم؛ وقتی خودروسازهای ما بیش از حد حجیم شده اند ممکن است نتوانند در عرصه بین المللی نوآوری داشته باشند و این امر باعث می‌شود که بیشتر باز شدن درب‌های واردات علیه‌شان باشد مانند موجود چاقی که در یک مسابقه ای قرار داده می‌شود که قرار است جهت را عوض کند!

مهندس پورباقری تصریح کرد: رقابت در این صنعت رقابتی جدی است کماینکه دشمنان ما سال‌هاست که روی آن سرمایه گذاری می‌کنند و کافی است شما عکس‌های شخص اوباما با روسای این کمپانی‌های بزرگ انداخته است را ببینید و در این حد مسئولینشان جدی هستند بلکه حمایت جدی می‌کنند.
pejuhesh232
 
پست ها : 2243
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

مستند آمریکای فقیر

پستتوسط pejuhesh232 » جمعه جولاي 08, 2016 2:39 pm

pejuhesh232
 
پست ها : 2243
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

باتلاقهاي اقتصاد ايران

پستتوسط pejuhesh232 » شنبه آگوست 20, 2016 11:49 am

باتلاقهاي اقتصاد ايران


دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در شب سالگرد آزادسازی خرمشهر در برنامه پایش شبکه اول حاضر شد تا به طور زنده از روش های مبارزه با بیکاری، دلایل تشدید رکود اقتصادی، شرایط اقتصاد پسابرجامی و چگونگی بکارگیری تجربه های موفق دفاع مقدس در اقتصاد و جنگ اقتصادی ، دیدگاه های خود را بیان کند.

به گزارش مشرق، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در ابتدای این برنامه با تبریک خجسته سالروز میلاد منجی بشریت و سوم خرداد سالروز آزادسازی خرمشهر گفت:چرا در دفاع مقدس موفق شدیم. اگر دلایل آن دانسته می شد ، وضع اداره کشور این طور نبود. اگر مدیران کشور برنامه های درستی داشتند، وضع چنین نبود. برنامه بدون مدیر نمی شود. برنامه یکی از محصولات فرماندهی است.برای اداره کشور به مدیران با برنامه نیاز داریم. مشکل کشور ما نداشتن مدیران با برنامه است. در جنگ دو دوره داریم. سال اول هر چه حمله کردند موفق نشدند اما از سال دوم با پیروزی های درخشان جلو رفتیم. تحلیل این دو مقطع می تواند ما را راهنمایی کند. یک سری عواملی در مدیریت و اداره جنگ و مسائل دیگر نقش دارد. یعنی تقابل خودباوری در مقابل خودمحوری. خودباوری از دلایل پیروزی ما بود. بنگاه هایی که از خودباوری و اعتماد به نفس برخوردار باشند موفق تر از بنگاه هایی هستند که این عامل را ندارند. در کدام گروه اجتماعی و قوم و شهر ما گنجی پنهان نیست. خودباوری ما را به کشف خود می رساند.

عامل بعدی باور این شعار است: « ما می توانیم» .این شعار در دفاع مقدس در عمل قابت شد.

عامل سوم خلاقیت است ، در واقع رقابت پذیری محصول خلاقیت است . در جنگ در میزان پیشروی رقابت می کردیم. خلاقیت و نوآوری در جنگ محصول خودباوری است. جای پای تک روی کردن و بی اعتمادی به دیگران در اقتصاد ما دیده می شود. خودمحوری در زمان تشکیل دولت ها به انحراف « من می توانم» کشیده می شود.

«من می توانم» در دوران بنی صدر باعث ناکارآمدی و عدم دستاورد شد.« ما می توانیم» یعنی ملت ایران، جوانان، جناح ها و کارشناسان سهیم هستند. از سال دوم جنگ« ما می توانیم» اعمال شد و پیروزی های بزرگ به دست آمد. این در اقتصاد و در سطح کلان کشور می تواند باشد.

فرمانده سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس گفت: این فرهنگ ما می توانیم را نتوانستیم در اقتصاد پیاده کنیم. در جبهه ها« ما می توانیم» ورود کرد. در صعنت دفاعی هست. اما فرهنگ نادرست «من می توانم» به اقتصاد ضربه زده است. این فرهنگ از قدیم آمده و هنوز پاکسازی نشده است . از دوران قاجار و پهلوی مانده. باید از تجارب جبهه ها و بحث امنیت استفاده کنیم. در مدیریت جهادی اول از خود مدیر و مبارزه با نفس شروع می شود.در حالی که در مدیریت کلاسیک تسلط بر دیگران مهم است. به نوعی برده داری است. اگر از برادری و اخلاق در مدیریت استفاده شود، ویژگی های« ما می توانیم »می تواند به شکوفایی اقتصاد منجر شود.

دکتر رضایی در پاسخ به سوال یکی از بینندگان برنامه گفت: یارانه سال 89 که 45 هزار تومان بوده، هم اکنون معادل آن 120 هزار تومان است. یعنی اگر این مبلغ یارانه داده شود معادل همان 45 هزارتومان است البته دولت بيشتر از صدهزارتومان نمي تواند بپردازد هزار تومان سال 92 قدرت خرید 2000 تومان امسال را دارد. حیف است که پول ملی ما مثل برف آب می رود.

راهکار افزایش ارزش پول ملی تولید و بهره وری ملی است. زمانی پشتوانه پول، طلا و جواهر بود اما امروز در دنیا تولید ملی و بهره وری پشتوانه پول کشورهاست. به این صورت ارزش پول در برابر دلار حفظ می شود.

برای حمایت از تولید و امور اقتصادی در مقابلمان سه باتلاق داریم. باتلاق اول اقتصاد دولتي است طرح های نیمه تمام که رودر روی دولت است. 400 هزار میلیارد تومان است . 400 هزار میلیارد تومان هم بدهي دارد . درآمدش 140 تا 150 هزار میلیارد تومان است. هزینه های جاری و طرح های نیمه تمام 80 درصد درآمد دولت را به خود اختصاص می دهند. شما مغازه ای را در نظر بگیرید که دو برابر درآمدش بدهی و دوبرابر درامدش هم طرح های نیمه تمام دارد. این مغازه دار باید تا بیست سال بدهی ها را پرداخت کند و طرح های نیمه تمامش را به پایان برساند.

باتلاق دوم باتلاق بانکی است كه نمي تواند «هزار هزار میلیارد تومانی» نقدينگي را به جريان توليد ملي وارد كنند . بانک ها نمی توانند به دلیل عدم کفایت سرمایه و معوقات زیاد واشكالات ديگري كه دارند از این پول ها درحريان توليد استفاده كنند باتلاق سوم باتلاقی است كه بنگاه ها در آن گرفتار هستند مطالبات کارآفرینان از دولت و بدهکاری به بانک ها یک باتلاق دیگر است.

بنگاه ها بین بانک و دولت گرفتار شده اند .خود بانک ها هم نمی توانند نقدینگی را که هزارهزار میلیارد تومان است را در بخش تولید جریان بدهد. این سه مساله به برجام هیچ ارتباطی ندارد.

دوستان ما در دولت می توانستند از نقطه ای شروع کنند و طرح های نجات بانکی را عملیاتی کنند و تا برجام به نتیجه برسد، می توانستیم طرح های نجات اقتصادی را به نقطه ای مطمئن برسانیم.

طرح هایی که هست طرح های چند ریشتری است که دولت باید اعمال کند. بانک مرکزی بیاید بجای پول هایی که از بانک ها می خواهد، دارایی های موجودشان را بردارد. از طرف دیگر یک مقدار پول به بانک ها تزریق کند و دارایی های فیزیکی بانک ها را در یک موسسه ای که راه اندازی می کند، در طی سه تا شش سال واگذار کند و پول های خودش را به دست بیاورد. دوستان ما در دولت جرات کنند و دستشان را بدهند به دست مردم و با برنامه جلو بروند.

وی در پاسخ به پرسش بیننده ای که از قصد دکتر رضایی برای کاندیدا شدن در انتخابات ریاست جمهوری پرسیده بود گفت: در حال حاضر بنده در اختيار رهبر انقلاب هستم كه هر ماموريتي بدهند اجرا مي كنم ،به دوستانمان کمک می کنیم تا ان شاء الله امنیت کشور و اقتدار را در بیرون منطقه داشته باشیم . البته در همین شرایط تعدادی از دوستانمان طرحی آماده کرده اند ما همانطور که در انقلاب و دفاع مقدس توانستیم با طرح های بومی به پیروزی برسیم در اقتصاد هم می توانیم.

انقلاب اسلامی ایران با مردمی کردن امور از سیاست تا دفاع پیش رفت. در اقتصاد ، دولت باید تمام هم و غم خود را برای این کار بگذارد. دولت بیش از 96 پروژه در حال اجرا دارد. مگر تا به حال در کشور ما کم پروژه داشته ایم؟ از زمان رضاشاه داریم سد و دانشگاه و... می سازیم. اگر پروژه سازی مشکل ما را رفع می کرد که قاعدتا باید تا کنون حل می کرد. باید ریل پروژه سازی را کنار بگذاریم. اگر پول تعدادی این پروژه ها را برای توانمندسازی و تقسیم کار ملی بگذاریم مسائل تا حد زیادی حل می شود.

طرحی با نام انتظار تهیه شده است که به دولت تقدیم خواهیم کرد. در این طرح 313 نقطه از هزار شهر در ایران مشخص شده ،حدود 5000 مدیر جهادی هم اعلام آمادگی کردند و 110 بنگاه کارآفرین و 33دانشگاه مشخص شده اند. این 313 نقطه توسعه ای در سراسر کشور شامل 20 میلیون جمعت آن مناطق است. در سال پنجم یک میلیون شغل ایجاد می شود و درآمد سالانه این 313 نقطه 30 میلیارد دلار در سال خواهد بود. این طرح نقاط تمام کشور را تحت تاثیر خود قرار خواهد داشت. این طرح ثابت می کند که با این مدل ها می توانیم کار را اجرایی کنیم. شرطش حمایت مجلس و پذیرش دولت است وگر نه یک رویا خواهد بود.

سرلشکر محسن رضایی در پاسخ به سوالی در مورد سمت نظامی خود گفت: من الان در دانشگاه امام حسین (ع) در قرارگاه انتقال تجربه، مشغول هستم و تجربیات فرماندهی و دفاع مقدس را به فرماندهان آینده منتقل می کنم. به ساير فرماندهان ميداني هم در داخل وخارج مشورت مي دهم .

رضایی در پاسخ مجری برنامه در خصوص دوستان دوران دفاع مقدس گفت: من دوستان عزیز زیادی داشته ام. بهترین دوستان من آقا مهدی باکری، حسین خرازی و احمد کاظمی بودند که شهید شدند.

وی در پاسخ به سوالی در مورد بهترین وزیر در کابینه آقای روحانی گفت: من برای آقای ظریف احترام قائل هستم.

دکتر رضایی در پاسخ به این سوال که اگر رای می آوردید کدام یک از وزیران را در کابینه خودتان استفاده می کردید. بیان داشت: در این صورت، آقای جهانگیری و آقای ظریف را در ذهن داشتم.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در بخش دیگری از برنامه به تعاریف خود از چند کلمه پرداخت و تنگه هرمز را گلوگاه اقتدار ایران، اروند را مظهر غیرت ملی ،برجام را دفع شر، شهید صیاد شیرازی را برادر عزیز خود، زاگرس را قلل شکست ناپذیر ، افراد شیمایی را عاشقان الله و پایش را بصیرت افزایی و باديگارد را فداكاري و ايثار نامید.

استاد دانشکده کارآفرینی در بخش پایانی برنامه درباره مناطق آزاد گفت: مناطق آزاد امکان خوبی است که از طریق مناطق آزاد با دنیای اقتصاد و تجارت بین الملل متصل بشویم. منتهی لازمه اش این است که تولیداتمان قدرت رقابت پذیری با محصولات آنان را داشته باشد. اگر تولید ملی قدرت رقابت پذیری پیدا نکند، داستان برعکس می شود. ما باید رقابت پذیری در تولید ملی را بالا ببریم. هدف اقتصاد مقاومتی فتح بازارهای بین المللی است.
pejuhesh232
 
پست ها : 2243
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

دادن قبر بجاي خانه

پستتوسط pejuhesh232 » شنبه سپتامبر 10, 2016 2:03 pm

دادن قبر بجاي خانه


عضو کمیسیون حقوقی شورای شهر تهران پیشنهاد عجیبی در خصوص واگذاری خانه به جای قبر بیان کرد.

به گزارش ایسنا، عباس جدیدی صبح امروز در تذکر پیش از دستور خود ضمن تبریک به کاندیدای برگزیده انتخابات هیات رییسه، گفت: انتخابات هیات رییسه به مانند بازی دو تیم استقلال و پرسپولیس است که هر کدام از این تیم‌ها طرفداران خود را دارند اما در نهایت پیروزی از آن کسی است که توانسته عملکرد بهتری داشته باشد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تهدیدهای موجود در فضای مجازی، گفت: فضای مجازی باید به مانند تیم‌های ورزشی، کمیته انضباطی داشته باشد تا در صورت بروز بی‌اخلاقی‌ها این کمیته به موضوعات رسیدگی کند.

جدیدی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به بازدید اخیرش از منطقه 20، گفت: متاسفانه طرح تعریض حرم شاه عبدالعظیم حسنی نیمه کاره مانده و مردم به دلیل کمبود اعتبار با مشکل مواجه هستند و این در حالی است که قبر در حرم حضرت شاه عبدالعظیم حدود یک یا دو میلیارد تومان به فروش می‌رسد و این در حالی است که قبور به صورت پنج یا شش طبقه حفر می‌شوند و برخی از سکنه اطراف حرم پیشنهاد دادند که به جای خانه‌هایشان به آنها قبر داده شود و این در حالی است که اصلا پولی در میان نیست و مردم مایلند در عوض ارائه خانه‌هایشان، قبر دریافت کنند و پیشنهاد می‌شود در این زمینه و برای حل مشکلات مردم کمیته‌ای در شورا و شهرداری تشکیل شود.
pejuhesh232
 
پست ها : 2243
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

فاجعه شغلي در عدم استفاده از دوركاري داخلي و خارجي

پستتوسط pejuhesh232 » شنبه فبريه 25, 2017 9:33 pm

فاجعه شغلي در عدم استفاده از دوركاري داخلي و خارجي


با نگاهی به وضعیت اشتغال در کشور در می یابیم که متاسفانه به واسطه سومدیریت، هر سال بر تعداد بیکاران کشور افزوده می شود؛ اما در عصر تکنولوژی کنونی این سوال پیش می آید که چرا با وجود پتانسیل های فراوانی که تکنولوژی برای افراد ایجاد کرده است، این تعداد بیکار در کشور وجود دارد؟ در چند سال گذشته کشور آمریکا نیز با جمعیتی چند برابر ایران دست به گریبان معضل بیکاری شده بود ولی با رواج پدیده دورکاری، توانست تا حد زیادی بر بحران بیکاری و وضع بد اقتصادی خود غلبه نماید. در ادامه به بررسی این موضوع می پردازیم.

گویا آی تی – همانطور که مستحضر هستید دهه شصت را می توان دهه انفجار جمعیتی کشور دانست و در دهه شصت نیز در سال های ۶۴ و ۶۵ اوج افزایش نرخ تولد در کشور را شاهد بودیم که متولیدن این سال ها هم اکنون به سن ازدواج و کار رسیده اند و دولت های مختلف بنا به دلایل مختلف از فراهم کردن زمینه کار برای این قشر عاجز مانده اند؛ اما مشکل کجا است؟

Image

عوامل مختلفی را می توان در این قضیه نام برد که مهمترین آنها را می توان در موارد زیر دسته بندی کرد:
– عدم برنامه ریزی بلند مدت برای نسل های مختلف با توجه به نرخ رشد جمعیتی
– فرهنگ غلطی که در برخی خانواده ها وجود دارد که فرد حتما باید دکتر و مهندس شود.
– نظام تحصیلی در تمامی رده ها(از مقطع ابتدایی تا دانشگاهی) که به جای تدریس علوم کاربردی و تخصصی، عمدتاً به مطالب قدیمی و غیرکاربردی پرداخته می شود و نتیجتاً افراد با بنیه علمی ضعیف پا به دانشگاه گذاشته و در دانشگاه نیز ۸۰ درصد موارد تدریسی از علم روز دنیا فاصله دارند و بیشتر دروس به صورت تئوری به دانشجویان اموزش داده می شود و فرد برای تطبیق خود با بازار کار و یادگیری یک تخصص در نهایت مجبور به گذراندن دوره های غیردانشگاهی می شود؛ پس عملا دانشگاه در کسب مهارت و تخصص دانشجو و آماده سازی او برای ورود به بازار کار نقشی کمرنگ بر عهده دارد.
– ارتباط نامناسب دانشگاه و صنعت و عدم نیازسنجی بازار کار کشور برای پذیرش در رشته های مختلف دانشگاهی. برای مثال بعضا شاهد این مورد هستیم که در رشته ای با مازاد تقاضا مواجه هستیم و آن رشته در بازار کار فعلی به اشباع رسیده و فارغ التحصیلان آن رشته قطعا با مشکل اشتغال رو به رو خواهند شد اما تاکنون هیچگونه حرکتی در زمینه مدیریت این موارد در پذیرش و قبولی کنکور صورت نگرفته است که اگر این مدیریت درست و اصولی صورت می گرفت در حال حاضر شاهد اشباع بازار کار برخی رشته های پرطرفدار و کمبود نیرو در برخی رشته های دیگر نبودیم و در کل شاهد این حجم نگران کننده از بیکاری در کشور نبودیم.
– نا آشنایی خانواده ها و دانشجویان با انواع مختلف کار و نبود اطلاعرسانی مناسب در این زمینه. به عنوان مثال در دنیای مدرن کنونی بسیاری از شرکت ها به صورت دورکاری از تخصص نیروهای خود استفاده می کنند و الزاما نیازی به حضور فیزیکی فرد در محل کار وجود ندارد اما آشنا نبودن مدیران و خانواده ها با این سبک کار که پتانسیل اشتغال زایی بسیاری نیز در دل خود دارد، موجب از دست رفتن فرصت های شغلی زیادی در جامعه شده است.
– شکل گرفتن روحیه مدرک گرایی و پشت میز نشینی در بین افراد و عدم تمایل بسیاری از بیکاران فعلی به پویایی و انجام کار تخصصی
– و …

در مورد دلایل وجود بیکاری روزافزون در جامعه می توان به موارد بسیاری اشاره کرد که در قسمت بالا به چند مورد از مهمترین آنها اشاره کردیم که با بی توجهی به آنها ممکن است منجر به بروز یک فاجعه در کشور شود چرا که جمعیت بیکاری که از دهه شصت به جای مانده اند و هنوز نتوانسته اند وارد بازار کار شوند، قابل تامل است و هر سال که می گذرد کشور جوان ایران به کشوری پیر تبدیل می شود که عمدتا در ازدواج و پیدا کردن کار ناموفق بوده اند و این مورد می تواند در ۱۰ سال آینده منجر به بروز آثار مخرب اجتماعی گردد. شایسته است دولت ها به دور از هر گونه سیاسی کاری و انداختن تقصیر به گردن دولت قبلی در جهت بهبود شرایط هر چه سریعتر گام بردارند و کشور را از بروز حوادث ناگوار نجات دهند.
در ادامه در مورد شیوه کار مرسوم دورکاری بیشتر صحبت خواهیم کرد و پتانسیل های این نوع کار را بیشتر بازگو می کنیم.
در بازار کار دو نوع کار از قدیم مرسوم بوده است که عبارتند از کار پاره وقت و کار تمام وقت. که فرد در هر دوی این موارد می بایست در محل حضور داشته باشد و با توجه به زمانی که در آن محل به فعالیت و انجام تخصص خود می پردازد، حق الزحمه دریافت می کند. اما با گسترش زیرساخت های ارتباطی در انواع مختلف در جهان شاهد شکل گیری نوع سومی از کار هستیم به نام دورکاری که رفته رفته در حال محبوب شدن در بین افراد جویای کار در سراسر جهان است.

Image

دورکاری چیست؟

در این نوع کار با توجه به توافقاتی که بین افراد جویای کار و کارفرما در ابتدای همکاری صورت می گیرد، فرد تنها به انجام شرح وظایفی که در طول روز به او سپرده شده است می پردازد و تقریبا در بیشتر موارد الزامی در اینکه چه موقع روز آن را انجام دهد، ندارد و عمدتاً کارها به صورت پروژه ای انجام می شود (البته در برخی از کارها از فرد خواسته می شود در ساعات خاصی فعالیت خاصی انجام دهد و در برخی شرکت ها هم با زیرساختی که ایجاد کرده اند فرد می بایست مانند یک نیروی ثابت تمام وقت در پای سیستم باشد و تنها تفاوتش حضور نداشتن در محل است)

مزیای دورکاری برا کارفرمایان و افرادی که در جستجوی کار هستند
از مزایای این نوع کار می توان به آزادی عمل فرد اشاره کرد که در محیطی بدون از استرس قادر است از مهارت های خود در جهت انجام بهتر موارد سپرده شده به او استفاده کند؛ قادر است زمان بندی مناسبی برای انجام کارهای خود داشته باشد؛ عمدتا قادر هستند تا با همکاری با چندین شرکت مختلف به صورت دورکاری، درآمد ماهیانه خود را ارتقا دهند و در صورتی که وظایف محوله را درست انجام دهند عمدتاً محدودیتی از سمت کارفرما برای همکاری انحصاری وجود ندارد؛ با کمترین هزینه ممکن (یک لپتاپ یا کامپیوتر و یک خط اینترنت) قادرند در هر محلی، مشغول به کار شوند.

نیروهای دورکار برای کارفرماها نیز مزایایی دارند که می توان به کاهش هزینه مدیریت نیروها(آموزش و در اختیار قرار دادن منابع و … ) اشاره کرد.
از نظر درآمدی بسته به میزان فعالیت فرد و تعداد شرکت های در حال همکاری با فرد و نوع کار، بازه درآمدی گسترده ای را در این نوع کار شاهد هستیم و در برخی موارد حتی شاهد این مورد نیز هستیم که کارفرمایان نیروهای دورکار خود را نیز بیمه کرده و افراد با اطمینان خاطر بیشتری در اینگونه فعالیت ها حضور پیدا می کنند.
این نوع کار پیش نیازهایی نیز دارد که در دنیای مدرن امروزی از آن به عنوان سواد مدرن نام برده می شود چرا که افراد جدای از داشتن یک تخصص برای انجام کار دورکاری میبایست حتما به دو مورد آشنا باشند : ۱٫اینترنت و کار با کامپیوتر ۲٫ زبان انگلیسی

شاید این سوال پیش بیاید چرا زبان انگلیسی؟ در طول کار شاید فرد به مشکلاتی برخورد نماید که جواب آنها را نمی داند و در متون فارسی نیز جواب آنها را نیافته است اما در صورت دانستن زبان انگلیسی به سادگی قادر است جواب سوال خود را در جهت انجام وظیفه محوله از متون انگلیسی پیدا کرده و به کار خود ادامه دهد و اینکه برای انجام برخی از کارها به صورت دورکاری، آشنایی با زبان انگلیسی به صورت یک پیش نیاز ضروری مطرح است.

Image

دورکاری بین المللی
یکی دیگر از مزایای این کار برای متخصصینی که کاری مناسب تخصص خود نیافته اند این است که محدودیت جغرافیایی ندارد و آنها می توانند با ارسال رزومه خود برای شرکت های معتبر در خارج از کشور نیز به صورت دورکاری فعالیت نمایند.
برای مثال شما اگر شما در زمینه برنامه نویسی تخصص داشته باشید به سادگی می توانید در شرکتی بین المللی مثل HP به صورت دورکاری فعالیت کنید که این امر هم مستلزم تسلط به زبان انگلیسی است.
برای آگاهی از فرصت های شغلی بین المللی به صورت دورکاری بر روی لینک کلیک نمایید.

رویه دورکاری در جهان به سرعت در حال فراگیر شدن است و شرکت ها و سازمانها برای مدیریت نیروهای خود بین ۲۰-۳۰ درصد نیروهای خود را از متخصصینی که به صورت دورکاری قادر به فعالیت هستند، استفاده می کنند.
متاسفانه فرهنگ این کار در کشور ما نه در بین شرکت ها و سازمان ها و نه در بین خانواده ها و نه در بین بسیاری از افراد جویای کار جا افتاده است و همین مسئله باعث شده تا فرصت های شغلی بسیاری از دست برود که به برنامه ریزی صحیح در این زمینه می توان رقم قابل توجهی از آمار بیکاری در کشور را کم کرد.

با نگاهی به روند رو به رشد استفاده از نیروی دورکار در کشور توسعه یافته آمریکا به اهمیت پرداختن به این نوع کار در کشورهای پیشرفته نیز پی می بریم:

Image

همانطور که در نمودار مشاهده می کنید ۳۷ درصد از افراد در امریکا تا پایان سال ۲۰۱۵ به صورت دورکاری مشغول به کار خود بوده اند و با توجه به آخرین امارها این رقم تا پایان سال ۲۰۱۶ به رقم چشمگیر ۴۵ درصد افزایش یافته است. با توجه به نظر سنجی که در اخیرا کشور امریکا انجام شده است از کارفرمایان ۱۰۰ شرکت برتر این کشور در مورد بازدهی نیروهای دورکاری سوالاتی پرسیده شد که به برخی از آنها در ادامه اشاره خواهیم کرد. کارفرمایان امریکایی معتقد بودند که نیروهای دورکار هیچ فرقی با نیروهای ثابت خود ندارند و حتی از لحاظ بازدهی بعضا بهتر نیز عمل می کنند و ریشه این موضوع را در انگیزه افرادی که به صورت دورکاری مشغول فعالیت هستند می دانستند و معتقد بودند آنها برای از دست ندادن کار حداکثر توان خود را برای انجام وظایف محوله انجام می دهند و به واسطه دوری از استرس محیط کاری بازدهی آنها بسیار بالاتر از حد انتظار بوده است. این نوع کار برای کارفرمایان نیز منافعی در پی دارد و علاوه بر کاهش هزینه ها یکی از دغدغه های اساسی شرکت ها مبنی بر جا به جایی نیروهای متخصص را نیز حذف کرده است چرا که همواره با تعداد زیادی از متخصصین در حال همکاری هستند و هر زمان که نیاز باشد قادرند از بین همین نیروها، برای فعالیت ثابت دعوت به همکاری نمایند. آنها در پرسشنامه های خود اظهار کردند که این نوع کار برای نیروی کار جوان بسیار مناسب است چرا که با روحیات جوانان سازگار است و آنها در محدودیت زمان قرار نمی گیرند و قادرند در عین حالی که به کار مشغول هستند به تفریحات خود نیز بپردازند و درامد مناسبی نیز کسب نمایند.

با نگاهی به وضعیت در آمدی نیروهای دورکار در آمریکا در می یابیم که اگر فردی تخصص کافی برای انجام کاری را به صورت دورکاری داشته باشد، از درامد مناسبی نیز بهره مند خواهد شد:

Image

همانطور که در جدول بالا اشاره شده است، ۵۲ درصد افرادی که به صورت دورکاری در امریکا مشغول فعالیت هستند، درآمد سالیانه بیش از ۷۵ هزار دلار دارند که در رده بندی درآمدی با توجه به تخصص فرد و میزان زمانی که برای انجام وظایفش صرف می کند، یک درآمد خوب محسوب می شود.

در جدول زیر نیز می توانید بازه گسترده انواع مشاغلی که قادرند به صورت دورکاری انجام شوند را در کشور آمریکا مشاهده نمایید و گرایش هر چه بیشتر افراد به این قبیل کارها نیز از آمار و ارقام کاملا مشهود است:

Image

در پایان امید است، مسئولین امر با نگاهی ویژه به این نوع کار و فراهم کردن زیرساخت های انجام کارها به صورت دورکاری در مشاغل مختلف، قدم در کاهش هزینه ها و افزایش بهره وری و در نهایت کاهش بیکاری بردارند چرا که جهان در این مسیر شروع به حرکت کرده است. مسلما با کاهش آمار بیکاری در جامعه، بسیاری از مشکلات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و … حل خواهد شد و از بحرانی که در چند سال آینده احتمالا گریبان کشور را خواهد گرفت جلوگیری خواهد شد.
pejuhesh232
 
پست ها : 2243
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

افزایش ۷۰۰ درصدی اعلام ورشکستگی در ایران

پستتوسط pejuhesh232 » يکشنبه مارس 12, 2017 11:36 pm

افزایش ۷۰۰ درصدی اعلام ورشکستگی در ایران


محمدعلی پورمختار، عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس ایران اعلام کرد که تقاضا برای ورشکستگی در کمتر از دو سال گذشته حدود ۷۰۰ درصد افزایش یافته است.

محمدعلی پورمختار سه‌شنبه شب ۱۷ اسفند در شبکه دو تلویزیون ایران ضمن اعلام این خبر گفت قوه قضائیه دستورالعملی را در این زمینه صادر کرده است، تا وضعیت واقعی مدعیان ورشکستگی مشخص شود.

پورمختار ورشکستگی متقلبانه را نوعی دور زدن قانون دانست و گفت: «این روش راه فراری برای نپرداختن دیون، مالیات و نپرداختن عوارض قانونی است.»

عزت‌الله یوسفیان ملا، نماینده مجلس و عضو ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی نیز در این برنامه به‌نقل از عباس جعفری دولت‌آبادی، دادستان تهران گفت از حدود یک سال پیش و از زمان افزایش فشارها بر بدهکاران بانکی، دادخواست‌های ورشکستگی زیاد شده است اما دادستان تهران و غلامحسن محسنی اژه‌ای، معاون اول قوه قضائیه گفته‌اند که شمار ورشکستگان به تقلب کاهش یافته است.

یوسفیان ملا افزود: «در برخی از ورشکستگی‌های به تقلب با بانک‌ها تبانی می‌شود و در نتیجه حکم ورشکستگی صادر می‌شود.»

حسین افضل‌آبادی، معاون قضایی سابق اداره کل تصفیه امور ورشکستگی نیز احتمال داد که علت افزایش ۷۰۰ درصدی تقاضای ورشکستگی در نتیجه اقدامات متقلبانه تجار و شرکت‌های تجاری نباشد بلکه اوضاع نابسامان اقتصادی و تحریم‌ها موجب کاهش یافتن توان تجار و شرکت‌های تجاری شده باشد و در نتیجه آن‌ها اعلام ورشکستگی کرده‌اند.

توضيح:

قبل از تحريم و هر علت خارجي به علل داخلي بايد پرداخت:

1- اصلاح معيار دارايي از پول كاغذي به طلاي ديجيتال و يا دخيره نفت، دولت در مقابل اسكناس به صاحبانش طلا و نفت بدهد نه همان اسكناسي را كه بي حساب منتشر مي كند،

اگر اين امر كه با يك فرمان عملي است اصلاح شود، ديگر دولت اسكناس بي پشتوانه چاپ نكرده و مردم براى حفظ صورت اسمي دارائيشان به روشهاى كاذب اقتصادي مثل بورس و مضاربه و سپرده هاى بانكي مدت دار روي نمي اورند، چون هميشه دارائيشان محفوظ است

2- دولت مطالبات مردم و كارمندان را به ذخيره طلا و نفت بازپس دهد، اين دو جنس با ارزش واقعي اگر چه خود نوسان قيمت بازار دارد، اما سبب اطمينان دريافت كننده و عدم مصرف فوري ان مثل اسكناس كه موجب تورم است مي شود و به اندازه مصرف مي گردد، همچنين بر پرداخت بوقت حقوق كارگران و كارمندان و شركتهاى طرف قرار داد مواظبت نمايد نه تاخيرهاى چندين ساله موجب گسستگي زندگيها و ورشكستگي شركتها و انحراف به راههاى كاذب اقتصادي.

3- كشور و ملتي كه 38 سال است عليه استعمار و امريكا قيام كرده، معنا ندارد دارائيش را به اسكناس بي پشتوانه دلار حفظ كند و هر ساله با جاب بي حساب دلار توسط امريكا ارزش دارائيش را از دست بدهد، چنين ملتي كه مي خواهد از ظلم و جنايت امريكا بيزار باشد نبايد ذخائر خود را پشتوانه قدرت مالي و بالتبع جنگي امريكا قرار دهد و ضمن برداخت هزينه شعار عليه امريكا بطور غير مستقيم كمك مالي به امريكا بنمايد و در جنايات او شريك شود،

وبسيار ساده لوحانه است كه ميلياردها دلار خود را در كشورهاى امريكا ذخيره كند و بعد به سفارتشان حمله كند و بالتبع با حكم قضايي و دادگاههاى ادعاى خسارت ان؛ ذخيره هاى ملي را به باد بدهد، داستان نشستن روي شاخه و بريدن آن كه معروف است، لااقل اول ذخاير را از امريكا و انگليس ووو خارج كنيد بعد شعار توخالي و موضع نمايشي عليه امريكا و انگليس بگيريد

5- واقعيت اقتصاد با توليد ان هم با كيفيت و با قيمت رقابت جهاني است، و چنين توليدي در ايران نادر است،

توليد با كيفيت در گرو كار واقعي متراكم با حداقل مزد است، نه اينكه هشت ساعت كار ايراني فقط يكساعت و 19 دقيقه خروجي كار واقعي داشته باشد، و قبل از هر كار دنبال مزايا و حمايتهاى دولتي باشند، چنين كار و محصول بي كيفيتي با بستن گمركها و مالياتها و دادن سوبسيدها و تسهيلات ارتقا نمي يابد، وضع و كيفيت كار و محصول و اقتصاد اين ملت روزبروز پائينتر مي ايد،

ازملتها و كشورهاى واقعگرا مانند ژاپن و چين و هند الگو بگيريد، و كار سخت و مزد كم به قيمت رونق توليد و قانع كردن جهان به خريد از انها، بايد وجهه همت باشد،

و از هندوانه زير بغل ملت گذاشتن براى كار بي كيفيت بپرهيزيد و واقعيات را منعكس كنيد

اين پنج نكته براى همه مردم اعم از بادين و بي دين، و پنج نكته هم براى بادينها:

6- حلال و طيب ملاك بدست اوردن باشد نه هر مالي ولو مشتبه يا حرام

7- علل معنوي فقر توجه و از ان پرهيز شود شرحش در دروس معارف الهي (عوامل فقر و غنى) سالها قبل و بارها بيان شده است از جمله: (نكات مؤثر در منع فقر و موجب بركت، مثل شروع كار در صبح خيلي زود و قبل افتاب، و نيز بيداري بين الطلوعين و استغفار بسيار، و انفاق فراوان)

8- اداء بوقت ديون و تعهدات مالي به مردم،

9- انصاف در مزد و سود

10- اداء بي تاخير زكات و خمس
pejuhesh232
 
پست ها : 2243
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

قبلي

بازگشت به آلوده شناسى

cron
Aelaa.Net